"نبات" با پدرش به باغ وحش رفت. ناگهان شیر فریاد بلندی کشید. نبات گفت: "باباجون صدای چی بود؟" پدر نبات گفت: "صدای آن شیر بزرگ" نبات پرسید: "اگر به ما حمل کند چه میشود؟" پدر گفت: "ما را میخورد" نبات با نگرانی گفت: "خدا نکند تو را بخورد" پدر او را بغل کرد و گفت: "فدای دخترم بشوم. چقدر مهربان است". نبات گفت: "آخه میدانی؟ اگر شما را بخورد من دیگر نمیتوانم تنهایی به خانه بروم. گم میشوم". این لطیفه تحت عنوان "مهربانی" به همراه چندین لطیفۀ دیگر به همراه تصاویری رنگی در کتاب برای کودکان به چاپ رسیده است.
| تعداد صفحه: | 50 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۴۹۵۰۳۹ |
| برچسب : | لطیفه های فارسی ، لطیفه - مجموعه ها ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.