در این کتابچه، حکایت دختری به نام "کیتی" است که راهی پیدا کند تا نگذارد شعلههای عشق و امید در دل افراد خانوادهاش خاموش شود. در بخشی از کتاب میخوانیم: "عمویم درست دو و نیم سانتیمتر از پدرم قدبلندتر بود، اما شکم نرمی داشت. سال قبل که با مشت توی شکمش زدیم، این را فهمیدیم. عمویم دادش به هوا رفت و برایمان خط و نشان کشید. پدر و مادر ما را بدون شام به رختخواب فرستادند. آنها معتقد بودند که زدن دیگران بدترین گناه است. دزدی در درجهی دوم، و دروغگویی در درجهی سوم بود. و من هنوز دوازده سالم نشده بود که مرتکب هر سه گناه شدم...".
| تعداد صفحه: | 226 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1398 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۳۵۳۱۲۴۶ |
| برچسب : | داستان های ژاپنی - قرن 20م. ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.