«پلنگ سفید» با وجود مخالفت پلنگهای دیگر، تصمیم گرفت به نزد آدمها برود. او گفت که از وحشیگری خسته شده و نمیخواهد از صبح تا شب باعث آزار جانوران ضعیف شود و میخواهد باقی عمر در آرامش زندگی کند و رنگ محبت را ببیند و اینها فقط میان آدمها یافت میشود. پلنگ سفید به راه افتاد و چیزی نگذشت که به مرد نجاری برخورد که درختهای جنگل را میبرید. مرد نخست از پلنگ ترسید، اما وقتی صحبتهای پلنگ را شنید او را با خود به شهر برد. اما ماجرا آنطور که پلنگ انتظار داشت پیش نرفت.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1387 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۳۷۴۸۲۲ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.