خرس قطبی با خانوادهاش خداحافظی کرد که به جنوب برود و در یک سیرک کار کند. او بعد از طی مسافتی طولانی به سیرک مشهور شادی رسید و خود را به صاحب سیرک معرفی کرد. صاحب سیرک از او خواست تا کارهایی را انجام دهد تا او را بسنجد، اما خرس از پس هیچیک از آن کارها برنیامد و صاحب سیرک به خرس پیشنهاد کرد تا مربی شیرها شود، اما او شیرها را خنداند و صاحب سیرک دوست داشت شیرها اخمو باشند. خرس ناراحت و غمگین رفت تا دلقک را ببیند، ناگهان داخل سطل دلقک افتاد و دلقک نیز بر روی او آب ریخت، و همه خندیدند. از آن پس خرس قطبی دلقک شد. داستان مذکور تحت عنوان «سیرک» به همراه داستانهای دیگری با نام «طاووس خودخواه»، «درست سر وقت» و «آدم آهنی» در مجموعۀ حاضر گردآوری شده است.
| تعداد صفحه: | 32 |
| قطع: | وزیری |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۰۷۲۸۶۵ |
| برچسب : | داستان های حیوانات ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.