«شیروان درهسی» دره عمیق و وحشتناکی است. چوپانان کوهستان بیشتر از همهجا، از این دره وحشت دارند. لانه گرگ خاکستری در آن دره است. گرگ کنار ستونی که صاعقه بخشی از آن را سوزانده میایستد و از آن بالا، پایین را نگاه میکند. هیچیک از مردان آن آبادی در خود جرات مقابله با گرگ را نمیبینند. روزی فرزندان مشصفر «نرگس» و «جعفر» گرگ خاکستری را میبینند و هراسان گله را رها کرده و پا به فرار میگذارند. پای نرگس به علت ریزش آوار لنگ میشود و مشصفر تصمیم میگیرد که گوسنفدانش را بفروشد و پای دخترش را عمل کند. اما گرگ خاکستری در نیمههای شب به سراغ گوسفندان مشصفر در آبادی میرود و تمام گوسفندان را میکشد. صفر به همراه مردان آبادی، گرگ را با تور میگیرند. او زنگولهای به گردن گرگ آویزان و او را رها میکند. بعد از ین جریان اتفاقاتی به وقوع میپیوندد که ادامه داستان را شکل میدهد.
| تعداد صفحه: | 432 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1391 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۳۷۵۱۵۷ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.