رمان((کوری)) یک رمان تمثیلی است که در آن یکی یکی، افراد شهر کور میشوند و برعکس کوری معمولی، همه جا را سفید میبینند .(البته کوری مورد نظر نگارنده کوری معنوی است) .شخصیتهای رمان نام ندارند و به نامهای((دکتر))، ((زن دکتر))، ((دختری که عینک دودی میزد))، ((پسر لوچ)) و نظایر آن معرفی شدهاند .دکتر فکر میکند این کوری مسری است و بیماری از مریضش به او سرایت کرده، بنابراین، قضیه را به رییس بیمارستان، سپس به وزیر اطلاع میدهد .به این ترتیب، با اقدام دکتر، کورها در تیمارستانی متروکه قرنطینه میشوند .در این گروه تنها زن دکتر چشمهایش میبیند، ولی وانمود میکند که کور است .او با سختی و مرارتهای بسیار برای گروه شش نفریشان غذا پیدا میکند و آنها را راهنمایی میکند، تا این که کوری تمام شهر را فرا میگیرد و طی آتشسوزیای کورها از قرنطینه آزاد میشوند و ...
| تعداد صفحه: | 368 |
| قطع: | رقعی-وزیری |
| سال چاپ: | 1401 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۰۵۴۷۴۸ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های پرتغالی - قرن 20م. ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.