کسی ما را به شام دعوت نمی کند

انتشارات: افق

نویسنده: احمد آرام , عزیز ترسه ,

قطع: رقعی

شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۴۴۶۳

توضیحات

داستان تعادل، حکایت مردی است که ناخواسته از جنگ و بمباران تکه فلزی به نام ترکش در بدن خود به خانه می‌آورد. این تکه فلز مانند میهمانی ناخواسته در بدن او جا خوش کرده و با هر حرکت و عصبیتی به سمت نخاع مهره چهارم حرکت می‌کند. پزشک معالج به او توصیه می‌کند که آرامش خود را حفظ کند. زیرا کوچک‌ترین عدم تعادل و عصبیتی زمینه‌ساز جنبشی مرگبار می‌شود، با آرامش و صبر هر پنج‌قدم را در دو دقیقه بردارد و بیش از ده کلمه حرف نزد. پزشک توصیه می‌کند که باید پیوند عاطفی بین خود و تکه فلز برقرار کند و آن را که هدیه‌ای از دشمن است مانند دوستی خودی بپذیرد. مرد سعی می‌کند که تعادلش به نفع تکه فلز به هم نخورد. او و زنش هرکدام این تکه فلز را مانند موجود زنده‌ای می‌بیند و هرکدام دنیای متفاوتی را با آن تجربه می‌کنند که در این داستان به تصویر کشیده شده است. این مجموعه مشتمل بر داستان‌هایی در قالب طنزی گزنده با عناوین زیر است: از شما چه پنهان، احساس خوشی داشتم، چقدر به هم شبیه بودیم، کنتراست، کافه الکترا و کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند.

اطلاعات محصول
تعداد صفحه: 168
قطع: رقعی
سال چاپ: 1399
شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۴۴۶۳
برچسب : ادبیات ، داستان های کوتاه فارسی - قرن 14 ،
paper
نقد و امتیاز کاربران

نقد خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به این محصول امتیاز دهید.

  • star 1
  • star 2
  • star 3
  • star 4
  • star 5
نقد ها

هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.

پرسش و پاسخ کاربران

پرسش خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *
پرسش ها

هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.

بله ارتباط در بله ایتا ارتباط در ایتا روبیکا ارتباط در روبیکا