در روزگار قدیم مادری پسری به دنیا آورد. چون میترسید پادشاه ظالم، پسرش را بکشد، نوزادش را در صندوقی گذاشت و او را به رود نیل سپرد. زن فرعون که در کنار رودخانه به تماشا ایستاده بود، نوزاد را دید. نوزاد گرسنه بود، به همین خاطر مرتب گریه میکرد. به همین دلیل تمام زنهایی که میتوانستند کودک را شیر بدهند، یکییکی آمدند ولی نوزاد شیر هیچکدام را نخورد، تا این که زنی آمد و نوزاد با دیدن او گریهاش بند آمد و از شیر آن زن خورد و آرام خوابید. بعد از آن فرعون دستور داد که زن در قصر بماند و از کودک پرستاری کند. فرعون نمیدانست که آن زن مادر واقعی نوزاد است. و این نوزاد همان کسی است که پادشاهی او را نابود میکند. در کتابچه حاضر، داستانی از کودکی حضرت موسی (ع) با نثری ساده، برای کودکان به تصویر کشیده شده است.
| تعداد صفحه: | 16 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۵۹۸۹ |
| برچسب : | قرآن - قصه ها ، موسی، پیامبر یهود - سرگذشتنامه ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.