یک روز خرسی در سرما مانده بود. او خیلی کلافه بود. گوشهایش یخ زده بودند و بدنش هم کوفته شده بود. بابا خرسی برای او در خانه فرنی درست کرده بود. اما خرسی خسته بود و علاقهای به خوردن نداشت. بابا خرسی با حوصله به او غذا داد و بعد هنگام خواب او را به حمام داغ برد تا خرسی راحت بخوابد. او به خرسی گفت «همین جوری که هستی دوستت دارم». حالا خرسی احساس بهتری داشت و به خواب آرامی فرو رفت. کتابچه حاضر، از مجموعه «خرسی و باباش»، دربرگیرنده داستانی درباره ارتباط پدر و کودک، برای کودکان گروه سنی «الف» است.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1399 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۲۲۰۴۳۴ |
| برچسب : | پدر و کودک - داستان ، داستان های تخیلی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.