روستای تیکی، اسیر طوفان شدیدی شد. طوفان وسایل آنها را پراکنده کرد. تیکی به دنبال یافتن وسایل از روستا دور شد. او در جنگل متوجه خانه عجیبی شد که روی دو پای یک مرغ زردرنگ کرکدار قرار داشت. پیرزنی زشت از خانه بیرون آمد و تیکی را به خانه برد. پیرزن به او گفت که اسمش بابایگا است و به وسیله طوفان از سرزمینی دور به این جنگل آمده است. بابایگا، ناگهان دست تیکی را گرفته قصد خوردن او را کرد. تیکی متوجه شد که اسیر بابایگای بدجنس شده و باید خود را نجات دهد این کتاب مصور از مجموعه داستانهای تیکی برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 56 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1389 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۲۲۱۴۰۰ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، داستان های ماجراجویانه ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.