خرسی، آرام باش! قصه ای درباره ی آرام بازی کردن

انتشارات: پنجره

نویسنده: فاطمه ستوده , ویرجینیا میلر ,

قطع: خشتی

شابک: ۹۷۸۹۶۴۲۲۲۰۴۲۷

توضیحات

روزی باباخرسی پیشی سیاه کوچولویی را به خرسی داد و گفت این مال تو است و باید به آرامی با او بازی کن، خرسی پیشی را ناز کرد و بعد در بغلش گرفت و بیرون رفت. او پیشی را سوار تاب کرد و محکم هل داد و بعد روی چرخ‌دستی نشاند و با سرعت زیاد دوید. پیشی از کارهای خرسی ترسیده بود. وقتی به خانه برگشتند، پیشی فرار کرد و خرسی و باباش هرچقدر گشتند، او را پیدا نکردند. تا این که خرسی با ناراحتی و پشیمانی زیر تختش رفت. او در آن‌جا پیشی را دید و به آرامی بغلش کرد و دوباره با هم دوست شدند. کتابچه حاضر از مجموعه «خرسی و باباش»، مشتمل بر یک قصه کوتاه درباره آرام بازی کردن برای کودکان گروه سنی «الف» است.

اطلاعات محصول
تعداد صفحه: 24
قطع: خشتی
سال چاپ: 1399
شابک: ۹۷۸۹۶۴۲۲۲۰۴۲۷
برچسب : داستان های تخیلی ، خرس ها - داستان ، کودک ،
paper
نقد و امتیاز کاربران

نقد خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به این محصول امتیاز دهید.

  • star 1
  • star 2
  • star 3
  • star 4
  • star 5
نقد ها

هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.

پرسش و پاسخ کاربران

پرسش خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *
پرسش ها

هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.

بله ارتباط در بله ایتا ارتباط در ایتا روبیکا ارتباط در روبیکا