«پیرمحمد» در زابل ساز قیچک میزد. او برای جشنواره موسیقی که قرار بود به مناسبت میلاد امام زمان (عج) در تهران برگزار شود دعوت شده بود. او باید ظرف ده روز خود را برای مسابقه آماده میکرد، اما بر اثر اتفاقی دست او میشکند و پسرش «جبرییل» بعد از آموزش کوتاهمدت توسط پیرمحمد عازم تهران میشود. در مسیر حرکت به سوی تهران، او با یک جانباز و دختری فالفروش به نام «مارال» آشنا میشود. مرغ عشق مارال فرار میکند و جبرییل برای گرفتن مرغ عشق مارال تلاش میکند، اما موفق نمیشود. مارال غمگین به خانه میرود. جبرییل از قطار جا میماند و برای یافتن کلبه مارال و کمک به او راه میافتد و درگیر ماجراهایی میشود که در این فیلمنامه به تصویر کشیده شده است.
| تعداد صفحه: | 68 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1389 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۳۷۶۰۵۵ |
| برچسب : | هنر ، فیلم نامه فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.