امپراتور «یان» که قبل از پادشاهی کشاورز مشهوری بود، به نام «شن نونگ»، دختری داشت به نام «نیووا». او کوچکترین دخترش بود. نیووا، دختری باهوش و دوستداشتنی بود و مردم علاقه زیادی به او داشتند. او عاشق خورشید و بیابان بود و به همه پرندگان و پرواز کردن آنها حسادت میکرد. پدر نیووا خیلی کم خانه میماند و برای همین هیچکس نبود که با او بازی کند. او خیلی تنها بود برای همین از پدرش خواست که به دریای شرقی برود تا طلوع خورشید را ببیند و... .
| تعداد صفحه: | 32 |
| قطع: | وزیری |
| سال چاپ: | 1398 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۳۹۱۲۷۴۸ |
| برچسب : | علوم اجتماعی ، افسانه ها و قصه های چینی ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.