در قصه «جغد عینکی» میخوانیم: «مروین» بچه خانم و آقای جغد بود. مدتی بود که خانم جغد متوجه شده بود که مروین چشمهایش خوب نمیبیند. برای همین او را نزد چشمپزشک برد. چشمپزشک بعد از انجام معاینه یک عینک به مروین داد. حالا دیگر مروین همهچیز را واضح میدید، اما از عینک اصلا خوشش نمیآمد تا این که یک شب به مهمانی دوستش «دیوید» دعوت شد. او برخلاف میلش به اصرار پدر و مادرش با عینک به مهمانی رفت، اما وقتی به آنجا رسید، دید که دیوید هم عینکی شده، برای همین از آن به بعد دیگر از عینکی بودنش خجالت نکشید. کتاب حاضر دربرگیرنده چهار قصه برای کودکان پنجساله است. «میمون کوچولو در مدرسه»، «اتاق انتظار»، و «داستان جستوخیز» از دیگر قصههای این کتاب است.
| تعداد صفحه: | 32 |
| قطع: | وزیری |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۰۷۳۷۲۵ |
| برچسب : | داستان های کوتاه - ادبیات کودکان و نوجوانان ، داستان های تخیلی - ادبیات کودکان و نوجوانان ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.