بارون گریمیس در قصر ملالآور و ترسناک زندگی میکرد. سرگرمی او اردنگی زدن به دهقانان و کشاورزان و گرفتن باج از آنها و شکار حیوانات بود. مردم از او متنفر بودند. او همه، به جز آشپز بدجنس را اذیت میکرد. نیکلاس بدترین اردنگی را از بارون خورد و به سمت خانه عمه بوتس روانه شد. عمه بوتس توسط بارون تهدید شده بود که دیگر هیچ جادویی درست نکند. اما او در دیگی داروی ضدسرماخوردگی را میجوشاند. نیکلاس کنجکاو، به علت بوی خوب، در دیگ را برداشت و آن را عمیق بو کرد، تمام جادوهای عمه وارد دماغش شد. هالا هرچه آرزو میکرد تبدیل به واقعیت میشد. دیگر حتی «بارون گریمیس» شرور نیز در امان نبود. به خصوص وقتی نیکلاس عطسهاش میگرفت. این کتاب برای گروه سنی «ج» به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 64 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1399 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۴۹۷۹۴۱ |
| برچسب : | داستان های طنزآمیز ، داستان های ماجراجویانه انگلیسی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.