سباستیان و خواهر دوقلویش ویولا، بسیار به هم شبیه بودند. روزی کشتیای که با آن سفر میکردند به صخره خطرناکی خورد و در دریا غرق شد. ویولا به صندوق لباس سباستیان چنگ زد و خود را نجات داد. آب دریا او را به ساحل ایلیری برد. او برای امنیت بیشتر لباسهای سباستیان را پوشید و خود را سزاریو معرفی کرد و کار پادویی دوک اورسینو، حاکم ایلیری را پذیرفت. او عاشق اورسینو شد. اورسینو عاشق کنتس اولیو بود و از سزاریو خواست که سعی کند رضایت اولیویا را برای ازدواج جلب کند. اولیو با دیدن سزاریو عاشق او شد، زیرا فکر میکرد که او مرد است. در همین هنگام نیز، سزاریو خبر سلامتی سباستیان را شنید و سباستیان و اولیویا همدیگر را دیده و ماجرا به گونهای دیگر پیش رفت. این کتاب از نمایشنامههای شکسپیر و برای نوجوانان به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 64 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1402 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۰۷۳۳۸۱ |
| برچسب : | داستان های کودکان (انگلیسی) - قرن 20م. ، کودک ، شکسپیر، ویلیام، 1564 - 1616 م. شب دوازدهم - اقتباس ها ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.