«مارک» به همراه دوستان خود «اریک» و «جول» و خواهرش «جسیکا» تمام روز با کامپیوتر بازی سلطان جنگل میکردند و سرهای خشکیده در جنگل جمع میکردند. بعد از رفتن اریک و جول، خانم «کارولین» از طرف خاله «بنا» برای مارک هدیهای آورد. خاله بنا دانشمندی بود که روی حیوانات جنگل و درختها و گیاهان جنلگی مطالعه میکرد. کارولین یک سر خشکیده انسان آورده بود. نیمههای شب سر خشکیده از پشت نور زرد عجیبی که دورش را گرفته بود به مارک پوزخند میزد و با چشمهای براق وحشتانکش به مارک خیره شده بود. با آوردن سر خشکیده مارک و دوستانش گرفتار ماجراهای ترسناکی شدند که در این کتاب به تصویر کشیده شده است.
| تعداد صفحه: | 162 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1401 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۴۹۷۸۸۰ |
| برچسب : | داستان های آمریکایی - قرن 20م. ، داستان های وحشت آفرین آمریکایی - قرن 20م. ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.