روز نو، نوروز، تلالو درخشان نور در بی کرانگی شب، زایش سپیده در عمق سیاهی. باید رفت. آمده ایم که به جلو برویم. باید در هر گام در این سیاهی بی کران به دنبال نور و روشنایی به جلو رفت. زمانی می توان سردرگم ماند و گاهی درجا زد. مهم نیست که در جا بزنی، مهم این است که گام به گام به جلو بروی. روز نو، راه نو، اندیشه نو، زندگی نو. همه در جستجوی نور روزی می آیند، دمی می مانند و روزی دیگر می روند. مهم نیست که روزی باید رفت، مهم این است که با برآمدن روز نو، نور درخشان سپیده را در درون خویش بیاندوزی، انسان بمانی و انسان بروی...
| تعداد صفحه: | 456 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1394 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۵۷۶۷۲۴۷ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.