در "تویی که سرزمینات اینجا نیست" مردی افغانی با نام "سردار"، که در یک کارگاه خیاطی کار میکند، به دلیل نداشتن مجوز از وزارت کار، شغل خود را از دست میدهد. وی پس از آن به دنبال کار است، تا این که در یک کارگاه خیاطی مشغول به کار میشود. پس از گذشت چند ماه، بازرسی از وزارت کار برای بازدید از کارگاه به محل کار سردار میرود. بازرسی، سردار را در آنجا میبیند. وی با حرفهای خود رییس کارگاه را متوجه این موضوع میکند که اگر به او رشوه بپردازد او وجود سردار را نادیده گرفته و گزارش نمیکند و رییس کارگاه میپذیرد. سردار پس از دیدن این ماجرا بسیار ناراحت میشود و به قهوهخانهای میرود و در آنجا طی اتفاقاتی تصمیم میگیرد یک شناسنامۀ ایرانی برای خود تهیه کند. او پس از دریافت شناسنامه به همراه خانوادهاش به مشهد میرود، اما در ایست بازرسی بین راه متوجه میشود شناسنامهاش متعلق به یک خلافکار شرور است که پلیس در تعقیب اوست. مجموعۀ حاضر شامل هشت داستان کوتاه تحت این عناوین است: تویی که سرزمینات اینجا نیست؛ دیدار به قیامت؛ یک سرباز؛ داکتر حسن؛ کابوس این سالها؛ عروسی دره قافزار؛ قصیدۀ جستوجو؛ و جانان خرابات.
| تعداد صفحه: | 214 |
| قطع: | وزیری |
| سال چاپ: | 1387 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۲۹۱۶۸۶ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.