این رمان در دهههای ۷۰ و ۸۰ سپری میشود. ماجرای رمان در حال و هوایی روشنفکری نوشته شده و درباره روابط زن و شوهر تحصیلکردهای روایت میشود که متعلق به قشر روشنفکر جامعه هستند. از عمده مضامینی که با مطالعه این رمان با آنها مواجه میشوید مسایل فلسفی و نگاهی است که این دو شخصیت اصلی نسبت به جهان هستی و حتی خودشان دارند. در بخشی از این رمان میخوانید: «ماهرخ در نیمهشب در خنکای کویر عاشق جوانکی شد که آنطور که ماهرخ تصور میکرد با عیسی مسیح مو نمیزد. تازه مسیح باز مصلوب کازانتزاکیس را خوانده بود و دنبال شمایل مانولیوس و عیسی مسیح در اطرافش میگشت. سهراب، زانو زده بود جلو اتوبوس و ریشهای تُنگ و بلندش را که غرق خون بودند هرچند وقت یکبار مشت میکرد، انگار...».
| تعداد صفحه: | 472 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۶۲۲۰۴۰۳۳۳۳ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.