در زمانهای قدیم یک گرگ و روباه با یکدیگر دوست بودند. گرگ در یک روز سرد زمستانی، هنگامی که برف در کوهها بسیار زیاد و عمیق بود، برای شکار و پیدا کردن غذا بیرون رفت. او همهجا را گشت؛ اما چیزی پیدا نکرد. گرگ به جایی به نام صخره قرمز، که یک کوه بود رسید و در آنجا دوستش روباه را دید که به کوه تکیه داده بود. گرگ روباه را دعوت کرد که با هم به شکار بروند، اما روباه گفت که من کوه را نگه داشتهام و اگر بروم کوه روی ما خواهد افتاد و ما خواهیم مرد. روباه با حقهای به گرگ توصیه کرد که به کوه تکیه کند و آن را نگه دارد تا او برای یافتن غذای خوشمزه راهی شود. گرگ پذیرفت و به کوه تکیه داد و روباه برای یافتن غذا راهی شد. این کتاب مصور برای گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 18 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1389 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۸۲۲۸۶۴۹ |
| برچسب : | داستان های اجتماعی ، داستان های کوتاه ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.