پسربچهای که خود را «گرگ هفلی» مینامد، با فشار مادر و پرستارش ناچار به نوشتن خاطرات خود شده است. او از این کار بیزار است، به خصوص که برادر بزرگترش هم یادداشتهای او را خوانده و حالا مسخرهاش میکند. اما گرگ هفلی به نوشتن ادامه میدهد و تسلیم نمیشود. او در قسمتی از خاطراتش نوشته: «امروز من تلفن را جواب دادم و پشت خط خانم «گیلمن» بود که مامانم را کار داشت. امّا مامان آرام گفت: «بگو من خانه نیستم» من نمیتوانستم این کار را بکنم. شاید مامان میخواست کلک بزند که من دروغ بگویم یا یک همچنین چیزی؛ اما هیچ راهی نداشت که من قولم را بشکنم. پس قبل از این که حتی یک کلمه با خانم «گیلمن» حرف بزنم مامان را مجبور کردم برود بیرون از خانه. از نگاهی که مامان موقع برگشتن به من کرد فهمیدم که دیگر نمیخواهد مجازات راستگویی را در من ادامه بدهد.»
| تعداد صفحه: | 224 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1402 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۵۲۷۰۹۳۸ |
| برچسب : | دوستی - داستان ، دفترچه های خاطرات ، مدرسه ها - داستان ، داستان های فکاهی مصور ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.