«احمد» با پدرش به گردش رفته بود. در راه به او گفت: من میخواهم شکارچی شوم. اما بعد پشیمان شد و تصمیم گرفت ناخدا شود تا با گرفتن توفان در دریا، بدون هیچ ترسی به راهش ادامه دهد. او بعد از دیدن آسمان آرزو کرد خلبان شود و همه او را از پایین نگاه کنند. با رسیدن به خانه، پدر از او خواست تا به پشتبام بروند و با کمک یکدیگر آن را تعمیر کنند. اما احمد با گذاشتن پایش روی پلههای نردبان از فکر شکسته شدن آن از رفتن خوداری کرد. همین تردید، نشاندهنده میزان شجاعت احمد بود. مجموعه حاضر مشتمل بر داستانهای کوتاهی با نثر ادبی و گاهی عامیانه، تحت عناوینی چون سه مشت، شجاعت احمد (داستان ذکر شده)، یک آدم عجیب، و نیمهشب، از «ناظم حکمت» است؛ شاعری که با نگاشتن ۲۲ نمایشنامه و سه رمان، به عنوان نویسنده نیز مطرح است. در حکایتهای این کتاب، قدرت نگرشی نکتهسنجانه با طنزی گزنده همراه میشود تا مضحک بودن تناقضها را به نمایش بگذارد.
| تعداد صفحه: | 354 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1388 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۱۷۲۰۰۱۱ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های ترکی - ترکیه - قرن 20م. ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.