نویسنده: مهسا طاهریان , ورا ساتگیت , عزت جلالی , روت پالمر , سیدرسول میردامادی , سارا کولیوند ,
قطع: جیبی
شابک: ۹۷۸۹۶۴۲۸۸۶۱۰۴
شاهزاده خانم همیشه به گوشهای از جنگل میرفت و با گوی طلایی که داشت بازی میکرد. یک روز به طور اتفاقی گوی طلایی در برکهای افتاد. شاهزاده خانم که خیلی به آن علاقه داشت شروع به گریه کرد که ناگهان صدایی شنید. وقتی برگشت قورباغهای را دید. قورباغه به او گفت: «من گوی را برایت میآورم، اما تو باید من را دوست داشته باشی و همهجا با خودت ببری». شاهزادهخانم هم قبول کرد. اما به محض این که قورباغه گوی را برایش پیدا کرد، به سمت قصر دوید و اصلا حواسش به قول و قرارش با قورباغه نبود. قورباغه هم پرید و پرید تا به قصر رسید و شاهزاده خانم را پیدا کرد. در آنجا برایشان اتفاقات جالبی رخ داد که در ادامه داستان بازگو خواهد شد. این افسانه به زبان ساده برای کودکان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است.
| تعداد صفحه: | 44 |
| قطع: | جیبی |
| سال چاپ: | 1397 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۸۸۶۱۰۴ |
| برچسب : | افسانه های عامه ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.