ماجراهای جورج میمون بازیگوش به سینما می رود

انتشارات: پژواک دانش

نویسنده: مارگارت ری ,

قطع: رقعی

شابک: ۹۷۸۹۶۴۶۱۸۷۲۱۴

توضیحات

جورج میمون خوب و بازیگوش به همراه دوستش که کلاه زرد داشت، به سینما رفت. در سینما همان‌طور که جورج به اطراف نگاه می‌کرد، نوری را که از پشت سالن، از یک پنجره کوچک بیرون می‌زد، دید. او کنجکاو شده بود و می‌خواست بداند آیا همین نور است که فیلم را روی پرده می‌اندازد یا نه؟ جورج به عقب سالن رفت و متوجه یک در شد. او از پشت در یک دستگاه عجیب دید و صدایی را شنید که از آن بیرون می‌آمد. وقتی جورج پایش را داخل اتاق گذاشت، مردی که آن جا روی صندلی نشسته بود، به قدری از دیدن او ترسید که از روی صندلی به هوا پرید و تمام حلقه‌های فیلم از روی دستگاه به زمین افتاد. در طبقه پایین، تماشاگرها شروع به فریاد زدن کردند. زیرا فیلم قطع شده بود و آنها می‌خواستند بقیه آن را ببیند. این کتاب برای کودکان دو گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.

اطلاعات محصول
تعداد صفحه: 24
قطع: رقعی
سال چاپ: 1389
شابک: ۹۷۸۹۶۴۶۱۸۷۲۱۴
برچسب : داستان های تخیلی ، کودک ،
paper
نقد و امتیاز کاربران

نقد خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به این محصول امتیاز دهید.

  • star 1
  • star 2
  • star 3
  • star 4
  • star 5
نقد ها

هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.

پرسش و پاسخ کاربران

پرسش خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *
پرسش ها

هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.

بله ارتباط در بله ایتا ارتباط در ایتا روبیکا ارتباط در روبیکا