جورج میمون کوچولوی خوب و بازیگوشی است. او با دوستش آقایی که کلاه زرد داشت یک روز به کنار دریا رفت. دوست او بتی نیز به همراه مادربزرگش آنجا بود. جورج وقتی در ساحل مشغول بازی با شنها بود، یک نجاتغریق را دید و کنجکاو شد. زمانی که نجاتغریق برای استراحت رفت، جورج به جای نجاتغریق رفت و از روی صندلی مخصوص به جمعیت نگاه کرد. او احساس کرد یک نجاتغریق واقعی است. جورج که نمیخواست دردسر درست کند، پایین آمد، اما آن روز اتفاقی افتاد که جورج مثل یک نجاتغریق توانست سبد رها شده پیکنیک را از داخل دریا نجات دهد و به ساحل آورد. این کتاب مصور از مجموعه ماجراهای جورج میمون بازیگوش، برای دو گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1389 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۶۱۸۷۲۲۱ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.