جورج میمون کوچولو و بازیگوش به اتفاق دوستش آقایی که کلاه زرد داشت، یک روز صبح به پیادهروی رفتند. آنها یک بچهگربه پیدا کردند و آن را به مرکز نگهداری حیوانات بردند. خانم مدیر مرکز، آنها را به داخل برد. دوست جرج برای پر کردن چند برگه به بیرون رفت و جورج بازیگوش کنجکاو به دنبال صدای پارسی رفت، در را باز کرد و اتاقی پر از سگهای مختلف دید. او سپس سگ کوچولوها را دید. جورج از یکی از سگ کوچولوها خوشش آمده بود و میخواست که سگ کوچولو را بغل کند، برای همین آهسته در قفس را باز کرد و مادر سگ کوچولو بیرون از قفس پرید و سگ کوچولوها به دنبال او از قفس بیرون پریدند. این کتاب مصور از مجموعه ماجراهای جورج میمون بازیگوش، برای دو گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1389 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۶۱۸۷۳۲۰ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.