جورج یک میمون کوچولوی خوب و بازیگوش بود. او با دوستش، آقایی که کلاه زرد داشت، بعد از یک روز طولانی در شهربازی به خانه برگشتند. جورج خسته بود و به روزی که گذشته بود، فکر کرد. مدیر باغوحش به او گفته بود دستهای تو برای گرفتن خرگوش خیلی کوچک هستند. او به علت کوچکی نتوانسته بود سوار ترن شود و کارهایی را به علت کوچک بودن، نتوانسته بود انجام دهد. او به خواب عمیقی رفت، جورج خواب دید که به باغوحش برگشته است، ولی این بار، باغ وحش متفاوت و کوچکتر از قبل بود. در واقع همهچیز کوچک شده بود، و جورج بیش از حد بزرگ شده بود. این کتاب از ماجراهای جورج میمون بازیگوش، برای دو گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1389 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۶۱۸۷۳۰۶ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.