"پنی پرستار" صبح از خواب برمیخیزد و به درمانگاه نوزدان میرود. او نوزاد آقا و خانم "بیکر" را معاینه و از سلامت او اطمینان حاصل میکند. سپس نبض و دمای بدن خانم "گراون" را اندازه میگیرد و داروهای آقای "گرامبل" را میدهد. ناگهان صدای آژیر آمبولانس، که نشاندهندهی وضعیت اضطراری است، به گوشش میرسد و برای کمک میرود. "بیلی بنا" با چکش بر روی انگشتش کوبیده و درد زیادی دارد. پنی دست او را تمیز کرده و سپس باندپیچی میکند. کودکان در این مجموعه با شغل پرستاری در قالب داستان آشنا میشوند.
| تعداد صفحه: | 12 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۳۴۰۴ |
| برچسب : | مشاغل - داستان ، داستان های اجتماعی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.