انتشارات افق منتشر کرد: احمد آرام میكوشد در این اثر رویكردی متفاوت با آثار پیشین خود پیشه كند. او خواسته خواننده را با خلق فضایی كولاژگونه و با تجربه كردن رخدادهای پراكنده و گفتارهای درونی در شكل دادن به ساختار قصه سهیم كند. سردرگمی شخصیتها در درون مخاطب مونتاژ میشوند تا شاید فاصلهی میان او و داستان از میان برداشته شود. زخم بستر گرفته بودم و تو مرا بغل كردی و بردی به باغ تیمارگاه. مانند طفل كور و كری مرا از زیر درختان غان عبور دادی. بوی جلبكها زیر دماغم میزد و مرا خوشحال میكرد. روی نیمكت سنگی مینشینیم و به یك عنكبوت سیاه نگاه میكنیم. چه شد كه خوابمان برد؟ نمیدانم اما میدانم كه خیلی خسته بودیم. بیدار كه شدیم خرت و پرتهایت را دزدیده بودند. فروشگاه اینترنتی 30بوک
| تعداد صفحه: | 130 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1398 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۲۱۹۳ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های کوتاه فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.