کتاب حاضر، رمان فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزییات لازم نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزییات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در داستان میخوانیم: «برفپاککنها از پس باران برنمیآمدند. حواسم چهارچشمی به جلو بود. معلوم نبود اینهمه آب از کجای آسمان سرازیر شده بود. وسط بزرگراه چمران باران شروع شد. هر چه بالاتر آمدم، شدت گرفت. بعد از پل مدیریت دیگر سیلآسا شد. بر اساس اخبار رادیو بیشتر نقاط کشور هوا بارانی بود، اما بعید میدانستم کویر خبری از باران باشد».
| تعداد صفحه: | 346 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1399 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۴۳۸۷۱۶ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.