کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزییات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزییات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: «بیدار شدم. ساعت چهار و نیم صبح بود. «حسینی» چند بار گفت: «مامان غلام، چرا نشستهای؟» جواب که ندادم، چشمهایش را باز کرد و گفت که باز خواب بد دیدهای؟ مه نشسته بود روی شیشه پنجره. زنگ دیوار چرک میزد. گفتم که یک سایه به چه بزرگی افتاده بود دنبالم. هی میپرسید کی هستی».
| تعداد صفحه: | 160 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1394 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۱۲۲۱۳۱۶ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.