خونین دلم بیا به شرابم نشان بده این شیشه را به شادی مستان تکان بده سرریز مانده کاسه چشمانم از خمار خیر است استخاره نکن استکان بده این مرهمی که داده ای از دشمنان به من از من بگیر و خنجری از دوستان بده قربان آن شراب فروشم که گفت (مست جامی اگر که خواست به دستش دکان بده) در این قفس که تجربه ای با شکوه نیست در باز کن به بال و پرم آسمان بده این غصه می خورد دل ما را که میزبان دستش دراز مانده به مهمان که نان بده من خواب دیده ام گل من صبح می دمد ای باغبان به دیدن فردا زمان بده زندان پارسای جهانیم و بی صدا یارب خودت به ایل غریبان زبان بده
| تعداد صفحه: | 208 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1394 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۵۹۵۷۷۱۶ |
| برچسب : | شعر فارسی - قرن 14 ، ادبیات ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.