«پوتی کو» صدای پای اسب بود و یک روز از پای اسب بیرون پرید و بالا رفت. او با صدای قطار و تبر و... آشنا شد و آنقدر رفت تا به شهر رسید. شهر پر از صداهای مختلف بود و در این بین کسی صدای پوتیکو را نمیشنید، پس او ناراحت شد و روی شاخه درختی نشست و گریه کرد. پوتیکو در آنجا با صدای «خشخش» آشنا و به او علاقمند شد، پس آنها با هم ازدواج و به دور دستها سفر کردند. این داستان تخیلی برای کودکان گروه سنی «ب» به چاپ رسیده است.
| تعداد صفحه: | 12 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1388 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۳۸۰۳۴۳ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، داستان های حیوانات ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.