رسول یونان سیر و ریتم منطقی ای را در شعر می پیماید. او اهل شو دادن نیست و همانطور که زندگی می کند می نویسد و شعار نمی دهد و از اینکه در کنار مردم هست خوشحال است. رسول یونان نویسنده کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم در مصاحبه ای درباره فرشته ی الهام بخشش این چنین می نویسد : « دنیا به خاطر نظر هیچ کس متوقف نمی شود. دنیا جلو می رود و ما هم همراه آن می رویم. البته آدم های بسیاری هستند که در ایستگاه های متروک جا مانده اند. من خواب هایم را می نویسم اما نه خواب هایی که دیده ام بلکه خواب هایی که قرار است آنها را ببینم. فرشته الهام بخش هیچ گاه به خانه ما نیامده است. اگر می آمد حتما چیزهایی واجب تر از شعر برایمان می آورد. » در پشت جلد این کتاب آمده است: «تصمیم گرفته بود با کسی کاری نداشته باشد تا کسی هم مزاحم او نشود. تن به گفت وگو نمی داد. در دنیای خودش زندگی می کرد. با این همه، آدم های فضول دست بردار نبودند. گاه و بی گاه متلک بارش می کردند که زبانش را گربه ها خورده اند. ما می دانستیم یک روز سرانجام طاقتش طاق می شود و با صدای بلند جواب همه را می دهد، اما کی؟ این را نمی دانستم. آدم هایی که سکوت می کنند یک روز فریاد می کشند، از جلد خود بیرون می آیند و کس دیگری می شوند، کسی وحشتناک و غمگین، و آن وقت دیگر کنترل شان از دست خارج می شود. نباید سربه سرشان گذاشت.»
| تعداد صفحه: | 200 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1397 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۲۱۳۰ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های کوتاه فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.