در این داستان «کلویه» زنی جوان است که عاشقانه همسرش٬ «آدرین» را دوست دارد. «کلویه» و «آدرین» در صف سینما با هم آشنا شده بودند. پس از چندین سال زندگی، روزی «آدرین» چمدانش را جمع میکند و به «کلویه» میگوید که معشوقهای دارد و تصمیم گرفته «کلویه» را ترک کند. «کلویه» همراه دو دختربچه کوچکش پاریس را ترک میکند و به خانه مادر و پدر «آدرین» میرود. پدرشوهر «کلویه» او و دو نوهاش را به خانه قدیمی خودشان که دورتر از خانه فعلیشان است میبرد تا آنها کمی حال و هوا عوض کنند.
| تعداد صفحه: | 144 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1402 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۱۹۴۳۳۳۱ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فرانسه - قرن 20م. ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.