فصل تابستان بود و "سیاوش" و "ستاره" فرصت داشتند کارهای مورد علاقهشان را انجام دهند. یک روز صبح ستاره در حیاط خانۀ مادربزرگ مشغول خواندن کتاب بود اما سیاوش حوصلۀ انجام هیچ کاری را نداشت زیرا او برای گذراندن تعطیلات برنامهریزی نکرده بود. سیاوش از ستاره خواست تا هر دو نزد مادربزرگ بروند و از او بخواهند تا برایشان قصه بگوید. مادربزرگ نیز پذیرفت و قصهای دربارۀ داشتن هدف برای آنها بازگو کرد. این داستان باعث شد تا سیاوش به گونهای دیگر به زندگی نگاه کند. در این کتاب یکی از مهارتهای زندگی؛ یعنی "داشتن هدف" در قالب داستان به کودکان آموزش داده میشود.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1388 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۱۷۰۰۴۴۹ |
| برچسب : | داستان های تربیتی ، کودکان - راهنمای مهارت های زندگی - داستان ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.