پنجم دیماه بود. سیاوش و ستاره همراه با مادربزرگ، در مراسمی که به مناسبت روز ایمنی در برابر زلزله برگزار میشد، شرکت کرده بودند. در آن روز بچههای زیادی به همراه بزرگترهایشان به سالن برگزاری مراسم آمده بودند. در بخشی از برنامه، مجری از چند نفر از بچهها دعوت کرد که به عنوان داوطلب جلو بیایند و راههای مقابله با آسیبهای زلزله را بازگو کنند. عده زیادی از بچهها دستهایشان را بالا بردند. اما در طول برنامه سیاوش و ستاره ساکت نشسته بودند و علاقهای برای شرکت در مراسم از خود نشان نمیدادند. وقتی مراسم تمام شد مادربزرگ از بچهها پرسید: چرا شما داوطلب نشدید؟ ستاره در جواب گفت: داداش سیاوش حتما خجالت کشید، که داوطلب بشود. من هم میترسیدم نکند جوابی که به ذهنم میرسد اشتباه باشد. اما مادربزرگ با نقل داستانی درباره سموری به نام «راموس»، اعتماد به نفس آنها را تقویت کرد به طوری که پس از پایان داستان، سیاوش تصمیم گرفت تا فردای آن روز درباره راههای مقابله با آسیبهای زلزله در کلاس صحبت کند. کتاب حاضر یکی از جلدهای مجموعه داستانهای «کتاب سیمرغ» است که برای گروه سنی «ب» به همراه تصاویر رنگی و سیوالاتی برای درک مطالب داستان برای کودکان به چاپ رسیده است.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۱۷۰۰۷۸۴ |
| برچسب : | اعتماد به نفس - داستان ، داستان های آموزنده ، مهارت های اجتماعی در کودکان ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.