بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان، مادربزرگ، نوههایش، سیاوش و ستاره را به خانه یکی از دوستان قدیمیاش برد. دوست مادربزرگ «خاله ناهید» نام داشت که تاکنون ازدواج نکرده بود. خانه خاله ناهید مملو از تابلوهای نقاشیای بود که خود او کشیده بود. ستاره پس از مشاهده تابلوهای نقاشی از خاله ناهید پرسید که شما از این که تنها هستید، حوصلهتان سر نمیرود؟ خاله ناهید در جواب ستاره، داستان نجات مسافر کوهستان را برای او نقل کرد و پس از نقل داستان خاطرنشان کرد «من هم دوست داشتم مانند دیگران بچه و نوه داشته باشم. با این حال چون در زندگی به کاری که علاقه داشتم پرداختم همیشه با نشاط و راضی هستم». داستان حاضر از مجموعه کتابهای سیمرغ است که برای گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است. در پایان نیز پرسشهایی درباره داستان برای سنجش درک و دریافت کودک از مفاهیم اصلی داستان درج شده است.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1388 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۱۷۰۰۷۹۱ |
| برچسب : | داستان های آموزنده ، کودکان - راهنمای مهارت های زندگی - داستان ، مهارت های اجتماعی در کودکان ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.