انتشارات ایجاز منتشر کرد:باید فکر سرپناهی برای شب می کردند.جزیره هیچ جای پناهگیری نداشت جز همان چندتا درخت لیل دورتر پشت سرشان بود.وقتی یوسف تفنگ به دست رفت توی آب باران ریزی شروع به باریدن کرد.از صبح این اولین باران بود با آن همه ابر سیاه بالای سرشان.آب جزر بود و دورتر لبه تیه های مرجانی را میتوانست روی آب ببیند.دهانش را باز گذاشته بود و باران را مزه می کرد.شیرین بود همراه با ته مزه ای از قارچ کوهی انگار.فروشگاه اینترنتی 30بوک
| تعداد صفحه: | 112 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1397 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۸۹۶۴۰۵۶ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.