نامابیا، پسر استاد دانشگاه، در یکی از شهرهای نیجریه، از کودکی هر زمان کار بدی انجام میداد بدون این که تنبیه شود، وانمود میشد که کاری انجام نداده و با این کار به او فرصت یک شروع داده میشد، تا اینکه روزی جواهرات مادر را به سرقت برد، ولی بعد اقرار کرد. مدتی در شهر نیجریه پسران پرفسورها و استادان دانشگاه تحت تاثیر برنامه آموزشی تربیتی «خیابان کنجدی» اقدام به سرقت میکردند و والدین آنها با وجود آگاهی، سرقتها را به لاتهای بیسر و پای اطراف شهر نسبت میدادند. به علت وجود گروه شورشی کالتها ـ گروهی که مسلح به سلاحهای گرم، تبر و ابزار شکنجه بودند و وحشیانه از هم انتقام میگرفتند ـ اعلام منع رفت و آمد شبانه میشود، اما نامابیا آن شب به خانه نمیآید و صبح روز بعد مامور امنیتی خبر دستگیری او را به همراه گروه کالتها اعلام میکند. او را به زندان در شهر انوگو میبرند و طی حوادثی او به سلول شماره یک که کابوسی برای هر زندانی به شمار میرفت، برده میشود. در این کتاب داستانهای دیگری به نامهای بدل، تجربه شخصی، ارواح، چیزی که دور گردنت حلقه میزند، سفارتخانه آمریکا، فردا خیلی دور است و مورخ سرسخت میخوانیم.
| تعداد صفحه: | 304 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1397 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۲۲۴۱۰۸۸ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های کوتاه انگلیسی - قرن 20م. ، داستان های نیجریه ای (انگلیسی) - قرن 20م. ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.