این شعر درباره کبوتر پرپری است. او گرسنه است و باید به دنبال دانه برود. کبوتر می داند که پنجرهها با پرندهها دوست هستند و به آنها دانه میدهند. برای همین پشت پنجره مینشیند، سلام میکند و دانه میخواهد؛ اما پنجره میگوید کسی در خانه نیست تا برایش دانه بریزد. کبوتر به طرف مزرعه میرود، جایی که مترسک خسته نشسته است. کبوتر می داند که مترسک مهربان است و چند دانه را از او دریغ نمیکند. مترسک به او اجازه میدهد تا خود را سیر کند و از کبوتر می خواهد باز هم به او سربزند؛ چون مترسک همیشه تنهاست.
| تعداد صفحه: | 24 |
| قطع: | خشتی |
| سال چاپ: | 1397 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۸۷۶۱۶۱۷ |
| برچسب : | شعر کودکان ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.