نوشتار حاضر از مجموعه داستانهای فارسی قرن ۱۴ میباشد که در بخشی از داستان میخوانیم: «ناگهان دید که دارد از پلهها سرازیر میشود. دستش را دید که بیاختیار روی در چوبی کشیده میشود. خودش را دید که از میان چند نفری که گرد ضریح بودند راه باز میکند و شانه به شانه عزیزخانم میایستد...».
| تعداد صفحه: | 200 |
| قطع: | رقعی-رقعی پالتویی |
| سال چاپ: | 1398 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۸۴۶۰۲۰۶ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.