انتشارات ذکر منتشر کرد:گرگ اخمهایش رفت توی هم. از جلوی در دور شد. حسنکچل نفس راحتی کشید و گفت: «باید بروم و به این بزها بگویم که این گرگ است ولی نه، حتی از من هم میترسند و در را باز نمیکنند...» در این فکرها بود که چه کار کند و چه کار نکند باز سروکلهی گرگ پیدا شد.حسنکچل را پیر و جوان میشناسند؛ شخصیتی تپل، کچل، تنبل و بازیگوش که بچهها خیلی دوستش دارند و قصههای زیادی از او خواندهاند. ولی این دفعه حسنکچل قصهاش با همیشه فرق دارد و بزبزقندی و بچههایش را میبیند. اینکه چطور، کجا و چگونه...میتوانی همین الآن کتاب را باز کنی، آن را بخوانی و ماجراهای هیجانانگیزش را دنبال کنی.فروشگاه اینترنتی 30بوک
| تعداد صفحه: | 16 |
| قطع: | رحلی |
| سال چاپ: | 1401 |
| شابک: | ۹۷۸۶۲۲۲۳۷۰۵۲۷ |
| برچسب : | داستان های تخیلی ، داستان های فارسی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.