او که هیچ وقت بچهدار نشده بود و شوهرش همسالها پیش تو تصادف مرده بود. کس و کار نزدیکی نداشت به خودشان زحمت بدهند و برایش آگاهی تحریم سفارش بدهند. آنوقت حاجیه خانوم وجیهه سلطانی که خودش آگهی خوان حرفهای همه جور آدمی بود، باید بی آگهی میرفت زیر خروارها خاک. فکر کرده بود مگر بدبختیای بزرگتر از این هم میتوانست وجود داشته باشد؟ درست همان وقت بود که غم دنیا از توی چشمهایش فرو رفت توی مغز و قلبش. آنقدر ناامید شده بود که تا دو روز حتی نرفت روزنامه بخرد و خودشو توی خانه حبس کرد.
| تعداد صفحه: | 106 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1399 |
| شابک: | ۹۷۸۹۶۴۱۵۶۰۴۹۴ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های کوتاه فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.