بی حرکت در مارپیچ پلهها ایستاده بود و از ترس میلرزید. میدانست کجاست. میدانست برای چه آمده است؛ ولی نمیتوانست آنچه چشمانش میبیند از آنچه در گوشه ذهنش تاریک و روشن میشود، تفکیک کند. بعد از سالها، اگر قرار بود یک بار از این راه پله بالا برود، فقط یک بار دیگر بر این سنگهای فرسوده پا بگذارد؛ آن یک بار، امشب بود. باید خود را به او میرساند بعد از اینکه این شب تاریک هردویشان را در خود گم کند.
| تعداد صفحه: | 536 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۱۸۷۳۶۶۹ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.