«سونات لال» حکایتهای جذاب برآمده از ترسها و امیدهای مردان و زنان ایلیاتی را دستمایه قرار میدهد و آنها را با روایت قیام عشایر جنوب در دوران جنگ جهانی اول و نیز رخدادهایی که منجر به فروپاشی ساختار اقتدار عشایری در ابتدای حکومت پهلوی میشود، پیوند میدهد. این رمان کوتاه در قالب مرور روال زندگی شخصیت اصلی داستان، زوال زیست عشایری در ایران را مرور میکند. در بخشی از این رمان کوتاه میخوانید: «گلاویز شدیم. پیرزنِ پُرزوری بود و مثلِ مردِ جوانی قدرت داشت. تفنگ را به زور از دستش گرفتم. کوتاه نمیآمد، هُلش دادم. تا آمدم از دست یا لباسش بگیرم و نگذارم بیفتد، کلهپا شد و با سر رفت تهِ دره. بُهتم زده بود. دولا شدم بلکه ببینم کجا افتاده. خدا میداند چقدر استخوان و اسکلتِ سفیدِ آدمیزاد روی هم افتاده بود و زیرِ نورِ ماهِ شب چهارده برق میزد. دلپیچه گرفتم و همانجا بالا آوردم. رفتم سیاهچادرِ پیرزن تا لنگهگیوهام را بردارم. گونیِ آردی بزرگی پر از لنگههای چپپای اُرسی و گیوه و پوتین سربازی گوشهی چادر راست ایستاده بود...».
| تعداد صفحه: | 104 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1401 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۶۰۵۳ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های کوتاه فارسی - قرن 14 ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.