این کتاب، داستانی عربی در ژانر تاریخی است. «عبدالطیف السلیم»، ۲ساعت قبل از مرگش هرچه توان برایش باقی مانده بود را جمع کرد تا خواستهاش را به فرزندانش بگوید، اما تن بیجان پدر چه معنایی داشت؟ سه فرزند عبداللطیف در این فکر بودند و پاسخی برایش نمییافتند. «حسین» برای فروخوردن خشماش سکوت کرده بود؛ «فاطمه»، میکوشید نفس نکشد تا برادرهایش فراموش کنند که او هم آنجاست. غُرش موشکها و بمبهای ضدتانک مدام نزدیکتر میشد، حسین گفت: دارند حُمص را بمباران میکنند. هر سه امیدوار بودند معجزهای آنها را از این ویرانی، ترسی که قادر به بیانش نبودند، اما در جانشان رسوخ کرده بود، نجات دهد و... .
| تعداد صفحه: | 208 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۴۰۵۶۵۲۶ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های عربی - سوریه - قرن 20م. ، سوریه - تاریخ - جنگ داخلی، 2011م. - داستان ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.