همه دلشان میخواهد باران ببارد؛ اما پیرزن دلش نمیخواست. چشمش به ابر سیاه بود تا ببیند میبارد یا نه... هدف نویسنده از این کتاب، این است که دیدار برخی از افراد برایمان بسیار ارزشمند است و همواره منتظر دیدار و گفتگو با آنان هستیم؛ مانند مادربزرگ قصه ما که جمعهها منتظر دیدار آن و مان میماند. گاهی به جای آنان همواره باران میبارید. او هم میگفت که دعایش برآورده شده و سپس آن و مان آمدند.
| تعداد صفحه: | 12 |
| قطع: | وزیری |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۴۱۳۷۵۰۸ |
| برچسب : | داستان های فارسی ، کودک ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.