بعد از دقایقی، مرد آهسته به سمت او آمد و کنار در ماشین ایستاد. زن ماشین را روشن کرد و پنجره را پایین داد، اما نه کاملاً. مرد یک دستش را روی آینه تکیه داد. بعد گفت خیلی باد میآید. شاید بتوانی از خلیج کوچک خارج شوی. زن چیزی نگفت. نگاهش به خانه خیره مانده بود. مرد گفت تو امشب از این جا میروی، هرگز چیزی پیش نخواهد آمد. سپس زن به او نگاه کرد و همان چهرهای را دید که چندین بار دیگر دیده بود؛ دندانهای نامرتب، چشمهای آبی، لبهای پسرانه، موهای کوتاه روی سرش. چند دقیقه طول کشید تا چیزی بگوید. در حالی که به ماندگاری مرموز عشق در زندگی فکر میکرد که هرگز به پایان نخواهد رسید.
| تعداد صفحه: | 108 |
| قطع: | رقعی |
| سال چاپ: | 1400 |
| شابک: | ۹۷۸۶۰۰۸۲۹۱۸۵۵ |
| برچسب : | ادبیات ، داستان های ایتالیایی - قرن 20م. ، |
نقد خود را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ نقدی برای این برای این محصول نوشته نشده است.
پرسش خود را بنویسید.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *هیچ سوالی برای این برای این محصول پرسیده نشده است.